هزار، عددی است بزرگ

 

باید همه چیز ما ایرانی باشد، حتا شمارگان کتاب‌های ما! از همین روی متوسط شمارگان کتاب در ایران – به جای استاندارد جهانی –  چیزی حدود هزار جلد است؛ تصور کنید: هزار جلد! و در نظر بگیرید که هزار، عددی است بزرگ ! یعنی از صد و دویست و سیصد بسیار فراتر است! آری یکی از توانایی‌های ما همین ایرانی کردن پدیده‌هاست، پس هنگامی که یک کتاب با حدود همین شمارگان به فرض به چاپ مثلن صدم برسد، تازه تازه مجموع شمارگان آن به صدهزار خواهد رسید، اما اگر شمارگان هر نوبت از چاپ‌های آن فزونتر باشد حداکثر در چاپ صدم به عدد دویست یا شاید سیصد هزار خواهیم رسید، در حالی که مثلن در کشور کلمبیا، چاپ نخست کتاب مارکز در یک میلیون نسخه منتشر می‌شود و مردم، چاپ این کتاب را جشن می‌گیرند. چرا باید تفاوتی چنین فاحش وجود داشته باشد؟ در حالی که وقتی پای ادعا به میان بیاید، ما پیشینه‌ی چند هزار ساله‌ی خود را به رخ می‌کشیم؛ اما مگر فرهنگ مکتوب کلمبیا  چند سال سابقه دارد؟ آیا ما با این وضع موجود – که هیچ احترامی برای کتاب و مولف آن قائل نیستیم – می‌خواهیم نمایش‌گاه کتاب برپا کنیم؟ به یاد حرف آن بزرگ می‌افتم که گفت: باید به خاک بنشینی و بر سرنوشت خویش گریه ساز کنی.