از مجموعه ی «از آن همه دیروز»
به تازگی باخبر شدم که دوست نازنینی به نام «همت شهبازی»، یکی از شعرهای مجموعه ی «از آن همه دیروز» را به زبان ترکی ترجمه کرده است.
مجموعه ی یاد شده در سال 1372 توسط نشر دارینوش روانه ی بازار کتاب شد و اخیرن نشر الکترونیکی آن به همت سایت سپنج در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.
در این پست، ابتدا ترجمه ی ترکی شعر یاد شده پیش ِ روی شماست و ذیل آن، اصل شعر می آید.
تانيميرام
شعر از ابوالفضل پاشا
ترجمه از همت شهبازی
تانيميرام
بو شهرين خياوانلاري بوي آتميش
بونو دئدي
و تمبل دمير پوللاري جئبينده وار ايدي
بيغلاري دا آرابير آغ ايدي
تانيميرام
کوچهلر چيخيلمازليغا دوغرو گئديرلر
بونو دئدي
و اسکي دمير پوللار چانتاسيندا وار ايدي
و ساچلارينين ايشيغيني چارشاويندا گيزلتدي
تانيميرام
سن باشقاسي اولموسان
بونو دئدين
و کيچيک دمير پوللار چانتاندا وار ايدي
تانيماديم، بو سؤزلري تانيماديم
بونو دئميرم
و جئبيمده هئچ بير دمير پول يوخدور
و اما اصل شعر:
نمىشناسم
نمىشناسم
خيابانهاى اين شهر قد كشيدهاند
اين را گفت و
سكههاى تنبل در جيب داشت
و سبيلهايش يك در ميان سفيد بود
نمىشناسم
كوچهها سوى بنبست مىروند
اين را گفت و
سكههاى قديم در كيف داشت
و روشناى مويش را چادر پوشيد
نمىشناسم
تو ديگرى شدهاى
اين را گفتى و
سكههاى كوچك در كيف داشتى
نشناختم اين حرفها را نشناختم
اين را نمىگويم و
هيچ سكهيى در جيبم نيست
نشانى پستى: