بعد از اين اگر هيچ شعر حركتى سروده نشود...
1
«نظريهى شعر حركت يك بيانيه نيست...» و اين خود يكى از ابزارهاى شناخت شعر حركت به حساب مىآيد.البته بايد قدرى بيشتر توضيح بدهم:ما از طريق چه نشانههايى مىتوانيم دريابيم كه نظريهى شعر حركت يك بيانيه نيست؟ يكى از نشانهها اين است كه ـ دقت كنيد! ـ نظريهى شعر حركت، شاعران را گروه نمىكند بلكه شعرها را گروه مى كند يعنى اين نظريه به مفهوم آن نيست كه عدهيى از شاعران را تحت يك نام، و پيرو ِ يك روش ِ صرف معرفى كند بلكه شعرهايى از شاعران گوناگون را كه يك ويژگى مشترك ـ استحاله ـ دارند، گروه مىكند.حال ممكن است اين شاعران حضورشان كمرنگ شده باشد يا آنكه هنوز فعال باشند، ممكن است ديگر به ساير رشتههاى هنرى بپردازند يا آنكه هنوز هم شعر بگويند، در هر حال نظريهى شعر حركت به گروهبندى، نخبهگرايى، و صدرنشينى شاعران ارتباط ندارد بلكه مهمترين شعرهاى امروز را گروه مىكند و راجع به آنها به بحث مىنشيند.
برای خواندن متن کامل این یادداشت در سایت روزنلمه ی اعتماد ملی این جا را کلیک کنید
برداشتى از مجموعهى شعر « نام ابوالفضل من پاشاست»
بخشِ «بولودلاردان سنه بير كؤينك» (شعرهاى آذرى)
شيراز: داستانسرا، 1382
سكيزينجى شعر
دانيش!
كى سسين تانيشدى منله دانيش!
اونين گلماقينا
گؤزلريمى هر يانا توكموشم
من سنين سسينه سلام ديهجاغام...سلام
يازديخلاريم بيلميشم كى يازيخديلار
اونلارى يوللارا چوخدان چوخ يوللاديم
آمما هئچ سس گتيرنمديلر
سلام ديهجاغام
سنين گلماقينا
سلام اولاجاغام...سلام.