معرفی شعرهای دیگری از فولدر حرکت
(افزون بر کتاب «حرکت و شعر»)
ساعت ِ سه/محمد آشور
اينجا هنوز ترس
رأس ِ ساعت ِ سه ايستاده است
در چارراه ـ چارهيى نبود ـ
ساعت سه بود...ايستادم
پليس قرمز بود...عقربهها سبقت...اعداد له شده
كسى براى رفتن نمانده بود
راه، افتاده بود...همهجا سايه...
تمام ِ ساعتها يك حرف را دروغ مىگفتند
وقتى پليس
درست مثل ساعت سه
ايستاده بود.
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:6  توسط ابوالفضل پاشا
|
توانايىهايى كه كارساز نيست
1
بعضى چيزها به قدرى واضح و معلوماند كه ظاهرن نيازى به گفتن و يادآورى آنها نيست، اما گاهى همين چيزها را نيز بايد توضيح داد و همچنان توضيح داد.مىگوييد چه چيز؟ هماكنون مىگويم: مثلن عدم رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى يكى از همين موارد است كه به رغم نصب اينهمه تابلو و علايم گوناگون باز هم به وفور يافت مىشود.همهى افراد با ديدن تابلوى عبور ممنوع متوجه مىشوند كه فلان خيابان، يكطرفه است و نبايد از آنسو وارد آن خيابان شد، اما اگر مأمور راهنمايى و رانندگى در آنجا حاضر نباشد تعدادى از افراد، آن تابلو را ناديده مىگيرند! پس وجود آن تابلو، نوعى اطلاعرسانى، و حضور مأمور، توضيح و تأكيد مكرر آن است كه اگر يك روز اين توضيح را حذف كنيم (يعنى اگر مأمور در آنجا نباشد) اين آگاهى و اين وضوح مخدوش مىشود.
2
اين نكته در ساير جنبههاى زندگى اعم از جنبههاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و... مصداق دارد.شما بيا به جنبههاى فرهنگى آن دقت كن: از حدود پانزده و حتا بيست سال گذشته، من و همنسلان من به معرفى و نقد و تحليل شعر اين دوره نشستيم و بر خلاف شاعران نسلهاى پيش كه شعر اين دوره و توفيق آن را تكذيب مىكردند، ما برترين و زيباترين نمونههاى شعر اين دوره را مورد بحث و بررسى قرار داديم و دلايل برترىشان را نسبت به نمونههاى مشابه يا تقليدى يا تكرارى توضيح داديم اما يك نكتهى اساسى يادمان رفت و آنهم به دليل همان وضوح بيش از حد بود كه در ابتداى اين گفتار به آن اشاره كردم.آرى ما شعرهايى را معرفى و نقد و تحليل مىكرديم كه شعر بودن آنها نيازى به توضيح نداشت يعنى آن آثار، اول از همه شعر بودند و در عين حال تكنيكها و مهارتهاى برتر در آن به كار رفته بود.ما فرض اول را از شدت وضوح، ديگر يادآورى نكرديم و روى آن تأكيدى نداشتيم و فقط به توضيح تكنيكهاى شعرها پرداختيم.
3
بعضى از شاعران جوانتر كه بعد از ما آمدند ظاهرن نمىدانستند كه آن نكتهى ناگفته يا حتا آن نكتهى بىنياز از توضيح چهقدر مهم است.آنها آثارى را انتخاب كردند و به توضيح فنون و تكنيكهاى آنها پرداختند كه گاهى شعريت آن آثار زيز سؤال بود و همانگونه كه گفتم، ما اگر چه از ابتداى نقد و تحليلهاىمان به سراغ توضيح تكنيكها مىرفتيم اما اثرى كه براى نقد انتخاب كرده بوديم شعر بود.متأسفانه اين دوستان ظاهرن همين نكتهى واضح و معلوم را نمىدانند و اهميت شعر بودن اثر از يادشان رفته است.براى همين گاهى به نقدها و تحليلهايى برمىخوريم كه توضيح توانايىهاى اتر مورد نظر، براىخوانندهى نقد كارساز نيست چرا كه اين توضيحات به طور مجرد درست و صحيحاند اما قابل انطباق با اثر مورد نظر نيستند و در نتيجه اين توضيحات كاركرد خود را در آن نوشتهى خاص از دست مىدهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:6  توسط ابوالفضل پاشا
|