یادداشت شانزده
باباچاهی و شعر او در خور تحسین اند
1.گاهی اوقات متنی را که به جایی (اعم از نشریات یا سایت های ادبی) می فرستی ویرایش می کنند.این اقدام گاهی خوب است زیرا احتمال دارد نویسنده با همه ی تجربه و توان اشتباه کرده باشد که البته این ویرایش سلامت مطلب را به دنبال خواهد داشت. اما گاهی ویرایش ها چنان قرین به صحت نیست زیرا خود ویراستار نیاز به ویرایش دارد و کار او از روی غرض و دشمنی است! در چنین مواردی نوع ویرایش را که نگاه می کنی فوری می فهمی که یک جای کار می لنگد.حالا بگو همه ی این حرف ها چه ربطی به باباچاهی و دفاع از او دارد؟خب در ادامه ی گفتار معلوم خواهد شد.
2.چندی پیش یکی از دوستان، یکی از مقاله های مرا (البته به خیال خود) می خواست ویرایش کند.متن ویراست شده را برای من ئی میل کرد تا بخوانم و تأیید نهایی خود را اعلام کنم.آن چنان خوب ویرایش کرده بود که تا متن جدید را با متن قبلی مقایسه نمی کردم متوجه ویرایش او نمی شدم.
خواندن متن جدید را ادامه دادم تا آن که به کلمه ی عجیبی برخورد کردم.این کلمه بدون مقایسه ی دو متن، خیلی فوری نشان می داد که این جملات الحاقی است زیرا من هرگز در طول عمر خود از چنین کلمه یی استفاده نکرده ام و استفاده هم نخواهم کرد بل که همیشه از معادل های آن بهره برده ام، منظور از همه ی این داستان همین نکته است که اگر در نوشته ی تو دست ببرند به هر حال متوجه خواهی شد.
3.حالا بقیه ی توضیحات:
چند روز پیش یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت: فلانی! تو چه دشمنی با باباچاهی داری؟ تعجب کردم و گفتم: باباچاهی یکی از شاعران مورد علاقه ی من است و من جدیت او را همیشه تحسین کرده ام. گفت: پس این حرف ها که در مجله ی شعر(نه مجله ی شعر حوزه هنری بل که سایت پرهام شهرجردی) و به نقل از ایرنا یا شاید ایلنا راجع به باباچاهی گفته ای چیست؟
فوری با او خداحافظی کردم و سری به نشانی مورد نظر زدم و دیدم دوستان (نمی دانم دوستان ایلنا یا ایرنا یا دوستان مجله ی شعر) چه دسته گلی به آب داده اند و گفته های مرا چه ویرایشی کرده اند!!!
4.من در همین وبلاگ که صحت مطالب آن را شخصن تأیید می کنم اعلام می دارم که باباچاهی از شاعران محبوب من است و جدیت او را همیشه تحسین کرده ام.البته ممکن است بعضی از شعرهای او را نپسندم (که این طبیعی است) اما برآیند فعالیت های او در این سال ها ستودنی و در خور تحسین است.بدین قامت بماند تا قیامت!